یکی بود و یکی نبودن شد...

Phoenix clouds above Tbilisi, Georgia. : r/pics

زمستان کدام سال هستی

برف باران کدام قرن هستی

فصل سرمای زمین هست تاریخ

عصر تولد تقویم هست تاریخ

فصل اقاقی ها کدام فصل شده هست

باز شدن شکوفه های رنگی

باغچه های بی گل میشود گلهای نوین

هر ادمی میشود آدم جدید

عصر غریبه های سیارات بگردیم درون زمین

ارتباط آدم های سیاره کشف نشده

فضایی قدیمی شده انسان شاید پیشرفته یا پسرفته شده

شاید زمین خود خوابی بود زندگی خوابیو رویایی بود

شاید بیدار شدیم از خواب زمینی خود در خود

شاید زمین هم قصه بود در خود

شاید بازگشتیم به عصر ماقبل خود

عصر درون نور آهنگ خود

عصر برون از خود شدن ها شده ایم

عصر انسان های نو در نو نوتر شده ایم

فصل قصه های نوستالوژی هنوز گرم هست

تا انسان هست قلب هست قصه ها پر رنگ هست

اینجا صد و چند مدار درون خود خفتن شد

زیر مدار صفر آهن خفتن شد

درون سیاره فوتبال گرد زمین

یکی بود و یکی نبودن شد...

حسام الدین شفیعیان

عصر جلوتر از تاریخ

Brocken spectre - Wikiwand

عصر کودک سبیل دارد قد پدر 

عصر پدر سبیل ندارد قد پسر

عصر تجربه ی بزرگی در دوماهگی

عصر نوزاد هنوز گریه میکند میگوید گوشی

عصر تجربه رفتن به نه مریخ دورتر جایی که نتوان رفت

عصر بازگشت میمون ها عصر بازگشت دایناسورها

عصر بازگشت محصولات فرهنگی زده روش قدیمی شده بی فرهنگی

عصر دوهزار و دویست سال جلوتر خواستن رفتن

عصر  بلد شدن تاریخ مارماهی های جلبکی درون آغازین

عصر پیشرفت نهنگ ها در ساحل

عصر کودکان بزرگ درون قاب تاریخی

عصر بزرگتر شدن زمین عصر فراتر از بزرگی زمین

حسام الدین شفیعیان

صبح آرزوها

صبح آرزوهای برفی

آدم برفی های تک حرفی

خورشید تک شعله

شعله های صد حرفی

نکته های حکایت زده

مثال های باران زده

درختان سرمازده

خطوط آهنی رشته های کلمات کوپه ریل زده

حسام الدین شفیعیان

زندگی آهنی تولد آهنی

Florida man spots 'firefighter running toward angel' in clouds on September  11

قدم هایت را آهسته بردار انسان

به صدای گریه نوزاد  به صدای گریه دنیا

به صدای اشک و به صدای تولد به درون آمدن بر دنیا

آهسته قدم بردار در سایه سار نور

شهر آهنی ایستگاه آهنی

زندگی آهنی تولد آهنی

آرام بیا و آرام برو 

کسی تمام خاطرات جهان را برایت نگفته

جهان گریه های تولد زده

جهان خنده های گریه نوزاد و خنده های خوش آمد زده

سکوت سمفونی خنده و گریه جهان اول گریه و بعد گریه

جهان تولد از برون آدمی انسانی درون زمین چرخش دگری

و جهان وسعت جغرافیای آدمی و جغرافیا مرز بین انسان درون قصه ی زمین یکی بود و یکی نبود

مسافران قصه های زندگی...

光の写真 神社で手を合わせた時に感じる違い | ケアラーケアヒーリング

من خطوط حرفم

من قطاری که رفتم تا خود

من مسافر هایی که زایستگاه مانده

در بر خود چه شهری بودم

پر از بلبلو گنجشک هایی که به بام خود فکرم زدم راهی تا

به همان راه کجا خواهیم رفت کجای قصه

ما مسافر شده ایم تا مقصد

مقصد تو کجاست مقصد من کجاست

ما مسافر شده ایم در بر خود...

حسام الدین شفیعیان