چرخ و فلک و ستاره ها

Video) Kepulan Awan Aneh Berbentuk Manusia Berdoa, Bukti Kekuasaan Allah -  REMAJA

تاب بلند میشود سمت جهان

جهان سوار تاب زمین روی سکان کشتی آسمانی

ابرهای مبهم مه زده

جاده ی سمت دریای فکر باران زده

شلوغی تاریخ ذهن چرخ و فلک نوک خط ستاره های سوسو زده

زمین بلیط انگیز رفتن به سمت ستاره ها

باجه ی بدون بلیط فروش

بلیط های باطل زده

مهر تایید را کجای تنگ کوچک چرخ و فلک زده

صندلی پارک را برگ پائیز خزان زده

حسام الدین شفیعیان

زندگی چند اپیزودی جهان

I've watched too much JoJo to think that it looks like Kakyoin :  r/animememes

لالایی بخوان کودک برای پدرت

پدر کودک درون خواب جهان بزرگ

جهان چسب زخم نمک پاشیدن ها

پدری روی سکان کشتی کاپیتان در شهر دونده ی مسابقه ی ماراتن تن تن زندگی

جغرافیای برجک زده آهن قیمت خون زخم زخم بر هم زده

سکوت کارگر در آهن صدای شیب فاصله طبقاتی جهان

شاعر برفک زده شاعر خط زده شاعر تمام شعرهای ضربدر زده

مافیای تمام مافیاهای ایتالیا دور میدان کبریت فروش شده یخ زده

سفر های بی سفری سفر های سفر نکرده غم به سری

سفره نان خشک روغن نزده ماساژ نان روی سفره نان های کپک زده

ساعت شنی روی ساعت طلای بی طلایی از برنده ی زندگی با کسب نمره ی مشروط در  مفقوی خود

فقدان وجدان فقدان فقر زنگ های بسته ی صفر زده

کیلومتر چند مردن بود زندگی جاده های کمبربند ایمنی  کمربند نزده

روی صندلی خلبان جت بود

توی زندگی  کمک خلبان خانه ی بهم زده

شاگرد تمامی فلاسفه ی جهان سفسطه را از یاد برد 

وقتی بورس ها رقص مداوم میزدند بر دلار

زندگی دلاری زندگی ریالی زندگی تومانی زندگی چند برگهای تعیین کننده بالا و پایین زندگی

شوت محکم به صفحه ی تلویزیون شوت بال جوراب های در هم بافته

توی جوراب برگ برنده کاغذ شانس رد از تمامی شانس های باطل زده

روی میز شام  بلدرچین توی بشقاب فلافل با طعم بلدرچین

شام های شمع زده سوت سوت کودک در پی برنامه ی بتمن به سمت بشقاب

شکستن ظروف چند دست بهم ریختگی مادر

زندگی  جریان فکری پیله زده پروانه درون زندگی دور شمع یخ زده

حسام الدین شفیعیان

الفبای زندگی

الفبای زندگی الف یوم های زندگی

ایام الفبای الف زده

الف را لا نعم زده

هر چه شمع را  روشن کردم تاریکی  برود

تاریکی رفت خورشید رفت شمع رفت

تاریکی کجای الفبا بود جز بدون الفبا بود

ن درون قلم ن درون الفبا بود

قسم نخورده ن خود الفبا بود

ن قلم میشد یا ن ناقوس میشد

ن فانوس میشد یا ن کلی حرف میشد

ت تابان میشد ت تاریک میشد ت تابنده ت تاریخ میشد

ت تنها میشد ت شهادت میشد ت شهامت میشد ت تقاطع میشد

خلاصه تمام الفبا پر از حرف میشد هر کلمه پر از کلمات دیگر میشد

و زنگ های الف زده الفبای دیگر میشد درون الفبا خط میشد

خطوط شناخت تاریخ خطوط شناخت ساعتها خطوط عقربه های در هم میشد

حسام الدین شفیعیان

قصیده بارانی

مثال یک قصیده ی بارانی

شور غزل شوریده در شعری رنگین کمانی

باران فصلهای گذشته در تاریخ پایانی

شروع یک آغاز رویش در زمستان تنهایی

شهری ملول از ترانه ی سر فصل پائیز در ابیات شکوفایی

نو به نو خط به خط ترانه ای مثال برگ ریزان خیابانی

حسام الدین شفیعیان

رویای زندگی

قصه های کودکی های سالخورده

سالهای درون ذهن خاک خورده

درون چند برداشت کوتاه زندگی

فصل های نرسیده به سر فصل زندگی

قصه ی خواب برده از رویای زندگی