لالایی بخوان کودک برای پدرت
پدر کودک درون خواب جهان بزرگ
جهان چسب زخم نمک پاشیدن ها
پدری روی سکان کشتی کاپیتان در شهر دونده ی مسابقه ی ماراتن تن تن زندگی
جغرافیای برجک زده آهن قیمت خون زخم زخم بر هم زده
سکوت کارگر در آهن صدای شیب فاصله طبقاتی جهان
شاعر برفک زده شاعر خط زده شاعر تمام شعرهای ضربدر زده
مافیای تمام مافیاهای ایتالیا دور میدان کبریت فروش شده یخ زده
سفر های بی سفری سفر های سفر نکرده غم به سری
سفره نان خشک روغن نزده ماساژ نان روی سفره نان های کپک زده
ساعت شنی روی ساعت طلای بی طلایی از برنده ی زندگی با کسب نمره ی مشروط در مفقوی خود
فقدان وجدان فقدان فقر زنگ های بسته ی صفر زده
کیلومتر چند مردن بود زندگی جاده های کمبربند ایمنی کمربند نزده
روی صندلی خلبان جت بود
توی زندگی کمک خلبان خانه ی بهم زده
شاگرد تمامی فلاسفه ی جهان سفسطه را از یاد برد
وقتی بورس ها رقص مداوم میزدند بر دلار
زندگی دلاری زندگی ریالی زندگی تومانی زندگی چند برگهای تعیین کننده بالا و پایین زندگی
شوت محکم به صفحه ی تلویزیون شوت بال جوراب های در هم بافته
توی جوراب برگ برنده کاغذ شانس رد از تمامی شانس های باطل زده
روی میز شام بلدرچین توی بشقاب فلافل با طعم بلدرچین
شام های شمع زده سوت سوت کودک در پی برنامه ی بتمن به سمت بشقاب
شکستن ظروف چند دست بهم ریختگی مادر
زندگی جریان فکری پیله زده پروانه درون زندگی دور شمع یخ زده
حسام الدین شفیعیان